در مورد بیفکری وآرزوهای دست نیافتنی(متوسط بودن)

چطوریه بعضی ها برنامه سال ٢٠١١ شون رو بستن؟من که نمیدونم ٣ ماه دیگه چه کار میکنم ،یا دو هفته دیگه چه جوریه فقط احتمال میدم مثل همین هفته باشه.حالا این یه مشکل تربیتیه؟یا یکجور بیفکریه؟نمیدونم.

اصلا از زندگیه آدمایی که میخوان زرنگ بازی در بیارن و کلاه سرشون نره خوشم نمیاد من نمیفهمم برای زندگی چرا باید اینقد دست و پا زد؟ زرنگی تو ایران یه مرض مسریه مثل خوره میمونه که هر روزی هم یه شکل و یه مد جدیدی داره واسه همین همه جا مردم صف میکشن که جا نمونن از قافله.من دلم میخواد گاهی اوقات بیفکر باشم و کمی هم خنگ !اشکالی نمیبینم که بقیه از من جلو بیافتن اصلاچرا ما ایرانی ها باید از همه دنیا باهوشتر باشیم و همه کشور ها یه روزی جزئی از ایران باشن ؟من از بچگی جاه طلبیه اول بودنو کنار گذاشتم  فقط راضی بودم که جزئ متوسطها باشم همیشه یکی از من زرنگتر بود،خوشکلتر،باهوشتر،قویتر،پولدارترواین مثل یه تناقض برای من بودچونکه رویای اول بودن و مشهور بودن با من موند. من قانع شدم که آرزوهادست نیافتنیند. 

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۸
تگ ها :