تحلیل مجاز

 

به نظر میاید که هنوز هم عده ای پیدا میشوند که میخواهند وضعیت شناور ایران را از جنبه های گوناگون تحلیل کنند:

چرا اخلاقیات در ایران در حال نزول است؟

چرا نویسندگان به موضوع های اپارتمانی روی اورده اند؟

چرا  امار طلاق اینقدر بالاست؟

چرا

چرا...

افرادی که زحمت بررسی و تحلیل وضعیت فعلی ایران را به خود میدهندفرض را بر این میگذارند که با یک ایران قابل شناسایی مواجه هستند و اکثر تحلیل هایشان هم یا بر گذشته تاریخی سوار است یا به وضعیت ساسی فعلی اشاره دارد که در نهایت برای برنامه تفسیر خبر  صدای آمریکا میتواند خوراک مناسبی تامین کند.

وقتی در مورد ایران صحبت میکنیم یعنی کشوری که هنوز مرزهای آبی آن مشخص نیست و مرزهای خشکی ان هم توسط اقوام ساکن ان فهم و پذیرفته نشده است و وجدان عمومی کشور هم ترجیح میدهند مرزهای فرهنگی و تاریخی را به رسمیت بشناسند.ترکیب نژادی و قومی در پی سه جنگ مصیبت بار در 100 و اندی سال گذشته تغییرات زیادی کرده و اقتصاد ان در چند مرحله ورشکسته شده است ،سه نظام حکومتی با رویکردهای اقتصادی و سیاسی  به خود دیده است و ساختار اقتصادی و اجتماعی آن از روستا نشینی- کشاورزی به شهر نشینی- نیمه صنعتی آزاد و سپس شهر نشینی- شبه سوسیالیستی تغییر کرده است جمعیت آن در 30 سال گذشته دوبرابر و ترکیب سنی آن به بیش از 50% جوان تبدیل شده است در کشور با ثباتی مثل ایالات متحده که تنها دو فاکتور از موارد  مذکور را از سر گذرانده بود یعنی پشت سر گذاشتن جنگ  و موج جمعیت با ترکیب سنی جوان در دهه 60 و 70 در استانه از هم فرو پاشی قرار گرفت و اینک اما ما در واقع در یک جامعه فرو پاشیده بسر میبریم.

فقط به این فکر کنید که با عوض شدن ترکیب جمعیتی ایران در ظرف 10 سال به جامعه دیگری تبدیل شد .انهم پس از 100 سال دگر گونی که دستاویزی برای نجات این جامعه باقی نگذارده بود. و حالا پس از این صحبتها  شما هنوز هم فکر میکنید ما با چیزی به نام ایران طرفیم ؟که سیال نیست و نظمی در ان حکم فرماست؟این ایران چه ربطی با تاریخش دارد وقتی که کاملا از ان گسسته است؟چه سنخیتی با مرزهای جغرافیای و فرهنگش دارد؟  مگر نه این است که اگر یک ماه دیگر همه چیز عوض شود هیچ تعجب نمیکنیم؟ این ایران چه مختصاتی دارد ؟

 

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٩
تگ ها :