بین سطر های دو شعر عامیانه

با وجود اینکه امروز داره برف میاد نگاه کنین،در این دو تا شعر فولکلور راجع به بارون چه خلاقیت دراماتیکی موج میزنه:
بارون میا جَر جَر
پشتِ خونه ی هاجر
هاجر عروسی داره
دم خروسی داره
مامانش میگه اوفینا
باباش میگه باکیش نیس

صحنه آغازین تو یه یارون شدید و پشت خونه ی هاجره(احتمالن یه روز دلتنگ پاییزی) روایت همینگویی و دیالوگ رد بدل شده همینگوی-کاروریه!! عروسی هاجره و دیالوگ بین پدر و مادر خیلی مختصر و گویای تنشی شدیده،ماجرا ماهها(یا چن سال پیش) قبل اتفاق افتاده و هاجر دم خروسی داره(نداشتن بکارت یا احتمالن حاملگی ناخواسته) مادرش نگرانه ولی پدرش ناچاره بگه خیالی نیس!!!!اوج داستان مربوط به قبل از این صحنه هس و قهرمان اصلی، اصلن در صحنه حضور نداره مثل همون کوه یخی که در مورد داستانهای همینگوی میگن
:-)
شعر دوم:

خدایا کاری بکن بارون بباره
علفا سبز بشن میشمُ بزایه دو قولو
یکیشه نذرت کُنُم
یارم بیایه

تو این شعر شخصیت پردازی و دادن اطلاعات در دیالوگ بین دختر وخدا به نحو فشرده ای دیده میشه، داستان دختر عشایری هس ساده دل و رو راست با خودش که دچار خشکسالی و فراغ یاره ،دختر عاشقه ولی نه به اندازه ای که میش و قوچشو نذر کنه ونه حتی به اندازه ای که اگه میشش یه قولو بزاد بَره شو نذر کنه بلکه وقتی بارون بیاد و اونقدر تَر سال بشه که میشش دو قولو بزاد اونم (جهنم ضرر)یه بَره شو نذرِ یارش میکنه تا برگرده واین دو قولو زاییدن اونقدر براش اهمیت داره که حاضر شده قافیه رو در بیت دوم فدا کنه تا روش تاکید بشه، یه رویکرد مدرن، فراتر از نیما!! یعنی کاری که مولانا در اون دوران جرات نکرد انجام بده!! و این نشون میده که دوره ی تاریخی شکل گیری این شعر در زمان معاصره ، یعنی یا شعر در زمان معاصر سروده شده یا یک انسان معاصری در این شعر به ظرافت دست برده(اضافه کردن واژه" دوقولو" در مصرع دوم و جایگزین کردن واژه ی "بره شه"با "یکیشه" در مصرع سوم)!!!

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ آذر ،۱۳٩٠
تگ ها :