مورچه‌های لعنتی

به ما اینطور یاد داده بودن که مورچه‌ها بهار و تابستون زحمت میکشن و عرق می‌ریزن و زمستونا که غذا نیست میشینن جلو شومینه چای میخورن و درعوض مَلَخه که تموم وقت جفتک مینداخته،دهنش سرویس میشه.
ولی از قرار، داستان طور دیگه ای هست: دستِ‌کم مورچه های شهری یا اونایی که ما تا به‌حال دیدیم تموم تابستون،معلوم نیس کدوم گوری هستن- به احتمال زیاد در حال یَللی و تَللی و عشق و حال-ولی همین‌که سوز و سرما پیدا میشه تازه یادشون میوفته که ای دادِ بیداد آذوفه برای زمستون ندارن!! لذا راحت‌ترین کار اینه که میان تو ساختمونای مسکونی،با سختی از ستونهای پیلوت یا لوله های فاضلاب میرن بالا و هر چی تو آپارتمان پیدا میشه رو غارت می‌کنن:قند،شیرینی،گردو،غذا و حتی ممکنه توی باقیمونده‌ی چایِ شیرینِ رویِ بارِ آشپزخونه غرق بشن.هیچ سیمان و سمی هم جلو دارشون نیست هر جایی رو سوراخ می‌کنن و از هر درِ بسته ای میرن تو . اولش سعی میکنی باهاشون بجنگی ولی سر آخر بعضی مواد غذایی رو میذاری جلوشون که لااقل وقت تلویزیون دیدن نیان چیزی رو که داری میخوری از دستت بقاپن.

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ دی ،۱۳٩۱
تگ ها :