شادمانی از ناکامی ديگران-فسمت سوم

بياييد  نگرانيمان از پيشرفت ديگران را توجيه كنيم!

۱-من از پيشرفت همكلاسي/همكار/هم تيمي/همخون خود ناراحتم چونكه يك وقتي مثل هم بوديم ولي او حالا از من بهتر است واين يعني من كودنم/من دارم عقب ميمونم/من بدبخت ميشوم/من ادم بدرد نخوري هستم و...پيشرفت او احساس ضعف و حقارت و گناه كم كاري را در من بيدار ميكند  

۲-مانند ماشين ميماند!/روش احمقانه و چندش اوري دارد/مثل بزدلها رفتار ميكند و...من از روش زندگي/كار/رفتار او متنفرم ولي او بهتر از من نتيجه ميگيرد

۳-حالم از او بهم مي خورد!/فقط شانس مياورد /چرا ادم زشتي مثل او بهتر از من بايد مسئله رياضي حل كند /با اون قيلفه منگلي چرا او دوست دختر دارد من ندارم /پيشرفت او به اندازه لياقتش نيست(عادلانه نيست)

۴-چرا او را بيشتر از من دوست دارند/چرا براي او كف بزنند /چرا كارهاي احمقانه او را ستايش ميكنند/چرا او بيشتر از من نوازش ميشود؟

۵-پيشرفت او(همسر/دوست نزديك و...)باعث ميشود من ديگر برايش جالب نباشم/او را از دست بدهم/منبع نوازش من قطع گردد

۶-پيشرفت او (همكلاسي/هم بازي/همكار/همريش!و...)منافع مرا به خطر مي اندازد

اگر همينطور پيش برود او جاي مرا ميگيرد/جايي را كه من ميخواهم اشغال ميكند /بعدا سر خر ميشود/دوست دخترم را ميقاپد/ميخواهد به من لطمه بزند/و...

ايا دلايل ذكر شده بيجهت و غير واقعي هستند ؟ با كمال تاسف بايد گفت كه نخير موارد گفته شده توهمات نيستند و واقعيت دارند !اگر حوصله بكنم توضيح خواهم داد كه چرا پناه بردن به دلايل ذكر شده احمقانه نيست و منشائ انها كجا هستند هر چند براي نتيجه گيري عجله نخواهيم كرد و من اميد وارم چند نفري هم در اين بحث وارد شوند تا اگر لازم شد درنگ بيشتري هم بكنيم

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٦
تگ ها :