درمسیر روزانه

تو پیاده رو نزدیک خونه مون یه پیرمردی رو لبه جدول همیشه چرت میزنه و سرش به طرف عابر بانک نزدیکش خم میشه جلوش یه دستمال سفیدی پهنه که توش هیچ وقت ندیدم پولی ریخته باشن یه ماسک هم دم دهنشه ولی یه خورده انگار داده باشدش پایین که راحتتر نفس بکشه،هنوز برای خیلی از مردم فرق بین ثروت و شکل انتزاعی اون که،پول باشه،قابل فهم نبودکه حالا این پول مجازی هم اضافه شده

  
نویسنده : امین بداغی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها :