درمسیر روزانه

تو پیاده رو نزدیک خونه مون یه پیرمردی رو لبه جدول همیشه چرت میزنه و سرش به طرف عابر بانک نزدیکش خم میشه جلوش یه دستمال سفیدی پهنه که توش هیچ وقت ندیدم پولی ریخته باشن یه ماسک هم دم دهنشه ولی یه خورده انگار داده باشدش پایین که راحتتر نفس بکشه،هنوز برای خیلی از مردم فرق بین ثروت و شکل انتزاعی اون که،پول باشه،قابل فهم نبودکه حالا این پول مجازی هم اضافه شده

/ 6 نظر / 15 بازدید
آزاد

سلام دوست گرامی ، امیدوارم حالتان خوب باشد ، بنده یک بخشی را راه اندازی کردم تا بتوانم با دوستان وبلاگ نویس تبادل لینک داشته باشم . شما می توانید به اینجا مراجعه کنید : http://directory.cheshmehregi.com/ و بعد از قرار دادن لینک وبلاگ چشمه ریگی در وبلاگ خود ، لینک وبلاگ خود را ثبت کنید. لینک وبلاگ شما ، همراه با عکسی از وبلاگ شما در لیست "لینک های تبادلی" به نمایش در می آید. پیروز باشید

الناز

[لبخند]جالب

الناز

[خنثی]چرا دیگه نمینویسید؟

الناز

[مغرور]خوووووب فکر کنید

مریم

سلام گویا کلن نیستید که صفحه رو هم به روز نکردید و به من هم سر نزدید هرجا هستین دلتون خوش سرتون سلامت

الناز

[متفکر]