این نسل کج و کوله

در باره خودمون مینویسم نسلی که تقریبا بین سالهای ١٣۴۵ تا ١٣۶۵ بدنیا اومدن پدر مادرای ما مثل همه چیزای دیگه تو مملکت در یک بلبشوی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ازدواج و کار و زندگی کردن که در نوع خودش تو تاریخ ایران بینظیره . دورهای که ساختار ایران در همه زمینه ها دگرگون شد و شهرنشینی به سمت مدرن شدن پیش میرفت و ارزشها وعادات و مهمتر زیربنای اقتصادی تعاریف جدیدی رو به به خود میدید بعضی از این پدر و مادرا تربیتی سنتی داشتن و در عین حال به دلیل تماسی که با امواج مدرنیته شتابانی که پهلوی اول به راه انداخته  بود ودر پهلوی دوم دنبال میشد  همیشه نظری انتقادی به تربیت خود داشتند در عین حال نسلی تحصیل کرده بودند که دیگه نظر پدر و مادرای پیر خودشون رو نمیتونستند قبول کنند و برای اولین بار در تاریخ خودشون شدن عقل کل در همه چیز! تجربه نسلهای قبلی رو به اسم خرافات وبیسوادی دور ریختند وهنوز خیلی مونده بود که تجربه زندگی ١۵٠ ساله در اروپا و امریکا ترجمه بشه و کاملا منتقل بشه .نه کتابی و نه روانشناسی . پس هر بچه ای شد موش آزمایشگاهی هرپدر و مادری ومخصوصا برای  یکی دوتا بچه اول که دیگه واویلا. هر چه هم محل زندگی اون بچه از تهران و مرکز زندگی مدرن دورتر وضعیت  بدتر شد!

/ 3 نظر / 13 بازدید
ترانه

آره راست میگی. بعد هم شاید همه زنها از بعضی جهات بهم شبیهند.

اشک های مسیح

فک کنم بچه های الان دارن حال می کنن!!..ما شدیم قربانی هاش..!

ایده

هر دوره ای توی این مملکت مشکلات خاص خودش رو داره. گمان نمیکنم دوست داشته باشم جای نوجونای این دوره باشم. فک کن وقتی بزرگ بشن این مملکت ازین هم بدتر خواهد بود.