شادمانی از ناکامی ديگران-فسمت اول

چرا از پیشرفت دیگران به هراس میافتیم؟

این احساس را همه ما در میان همکلاسیها یا همکاران وحتی زن وشوهرها میبینیم .مقدار زیادی از انرژی ما روزانه صرف مبارزه با موانعی میشود که توسط نزدیکان یا همکارانمان به ما تحمیل میشود وانگیزه ان نه دفاع از منافع به خطر افتاده است ونه رسیدن به منافع بیشتر بلکه تنها بر اساس ترس از پیشرفت شماست .

البته احساس حسادت میتواند نام دم دستی برای این فرایند پیچیده باشد و بهانه ای برای اینکه به سادگی از کنار ان بگذریم ولی اگر حوصله اش باشد میخواهم به تدریج نشان دهم چگونه ما نسبت به مسایلی در  زندگییمان عادت کردهایم که بخش بزرگی از عمرمان را به نابودی میکشاند ومدتهاست که دیگر با دسته بندی انها در غالب اخلاقیات به انها نمی پردازیم .چونکه انها را از جنس مسایل قدیمی و حل شده میدانیم . 

/ 6 نظر / 19 بازدید
سعيد

سامن عليک. مثه ايکه شلوارت دوتا شده افتادی دنباله ای قرطی بازيا؟ زير باد کولر نشستی زده به سرت. معلومه چرا نمی خوام يقيه برن بالا. آخه بچه آدم که نيستن همی که يه قدم رفتن بالا خرابی می کن رو سرت. سر تا پاتو گلاب به روت می پاشن.این یک. دو اگه برن بالا اون وقت من چطوری احساس آدم خوبی بودن کنم!؟

باد صبا

سلام آقا امين خوبی؟ وبلاگ جالبی داری. موفق باشی. اين مطلبت هم جالب بود.

حامد

من فکر می کنم هميشه موفقيت ديگران باعث ترس و وحشت نمی شه.فقط زمانی اين اتفاق می افته که ما خودمون رو در غالب اون فرد نبينيم.وگرنه اگه اون الگوی ما بشه موفقيت اون باعث شاد يما ميشه.وپيدا کردن علت اون باعث پيشرفت.از اين که عميق به مسائل نگاه می کنیبهتون تبریک میگم.یا علی

حسن

تا حدودی دهنت سرويس- بازم می گم فراموش نکنی داره سی سالت پر ميشه- مواظب ديوار باش. راستی به کوری تو هر ۴تاشو قبول می شم

بختيار

اين حامدو چی ميگه؟

بختيار

ای کاش اين جوری بود در اين حوزه باهات موافق نيستم. گاهی جريان سرکش ذهن تمام دسته بنديها را به هم ميزند. اين کنش ديگر واکنش ارادی نيست: چه کوتاه و چه هراسناک.